حرف دل شما زیور نظرهای این تریبون خواهد بود.

منتظر بحثهای داغ و گفتگو های دوستانه و انتقاد های سازنده شما عزیزانیم.

نامه ی عاشقانه ثریا به استاد شهریار
روزی استاد شهریار نامه ای دریافت می کند که روی پاکت یا داخل آن نشانی از فرستنده اش نبود…
“شهریار عکست را در مجله ای دیدم خیلی شکسته شده ای، سخت متاثر شدم. گفتم: خدای من این چهره ی دلداه ی من است؟ این همان شهریار است؟ این قیافه ی نجیب و دوست داشتنی دانشجوی چهل سال پیش مدرسه دار الفنون است؟ نه من خواب می بینم. سخت اشک ریختم. بطوریکه دختر کوچکم سهیلا علت دگرگونیم را پرسید؟ به او گفتم: عزیزم، برای جوانی از دست رفته و خاطرات فراموش نشدنی آن دوران. به یاد آن شبی افتادم که می خواستی مرا به خانه امان برسانی، همان که به در خانه رسیدیم گفتم نمی گذارم تنها برگردی و وقتی ترا به نزدیک منزلت رساندم تو گفتی صحیح نیست یک دختر در این دل شب تنها برود و دوباره برگشتیم و آنقدر رفتیم و آمدیم که یکدفعه سپیده دمیده بود… و یادت هست که والدینم چه نگران شده بودند. آیا یادت هست به ییلاقمان پیاده آمد بودی و من در اتاق به تمرین سه تاری که بمن یاد داده بودی مشغول بودم و اکنون نیز گهگاه سه تار را بدست می گیرم و غزل زیر ترا زمزمه می کنم:
گذشته من و جانان به سینما ماند
خدا ستاره ی این سینما نگه دارد”
استاد که چهره اش دگرگون شده بود سپس به دوست و همدم خود می گوید: ....
ادامه مطلب
طبقه بندی: دلنوشته ها،
چقدر نازه :|



ادامه مطلب
طبقه بندی: سرگرمی،

آدما گاهی لازمه
چند وقت کرکره شونو بکشن پایین
یه پارچه سیاه بزنن درش و بنویسن :
کسی نمرده
فقط دلم گرفته
........................
ادامه مطلب
طبقه بندی: دلنوشته ها،



و این دیگه آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخرشه

قضیه هم که معلومه
60 درصد !!!!!!!!!
...............................
طبقه بندی: سرگرمی،

آرام از جایش بلند می شود، پاورچین از اتاق بیرون می رود و در حالی که در هوای گرگ و میش صبح، انگشتانش را کورمال کورمال به دیوار می کشد، به آشپزخانه می رسد و کلید برق را آهسته می زند، اجاق روشن می شود و با دم کردن چای و گرم کردن تکه های نان، سفره صبحانه را می چیند. "سعید جان بیدارشو... علی آقا وقت نمازه... مریم جان مدرسه ات دیر نشه..." این صدای آشنا، آغازگر روزی تازه است؛ صدایی که پس از دمیدن هر سپیده تکرار می شود، این صدا، صدای زندگی است، صدای آرام جان خانواده با آهنگ دلنشین صدای فرشته ای بنام "مـــادر" ...
ادامه مطلب
طبقه بندی: دلنوشته ها، سخنان پند آموز،
اندر حكایت ملاقات حقیر با جناب خر و دعوت من از ایشان به آدم شدن و استدلال و راضی بودن ایشان به خر بودن و شرمنده شدن حقیر وآرزوی من كه
ای كاش كه قانون خریت جاری بشود به هر ولایت
مناظره با جناب خر
روزی به رهی مرا گذر بود خوابیده به ره جناب خر بود
از خر تو نگو که چون گهر بود چون صاحب دانش و هنر بود
گفتم که جناب در چه حالی فرمود که وضع باشد عالی
گفتم که بیا خری رها کن آدم شو و بعد از این صفاکن
گفتا که برو مرا رها کن زخم تن خویش را دوا کن
خر صاحب عقل و هوش باشد دور از عمل وحوش باشد
ادامه مطلب
پوست: جلسه 1 که فک کنم خانم حامدکیا و آقای آوریده نوشتن.
جلسه 2 رو هم انگار آقای سلطانی نوشتن.
جلسه 3 رو هم قول دادن بنویسن (آقای سلطانی).
اعصاب: جلسه 1 رو خ معصوم پور نوشتن.
جلسه 2 رو خودم نوشتم.
جلسه 3 رو خ نیکبخت.
جلسه 4 رو هم خ معصوم پور قولشو دادن.
بیهوشی رو آقای آوریده قول دادن بنویسن همه شو.
ارولوژی: جلسه 1 که چیزی نداشت.
جلسه 2 رو خودم می نویسم.
جلسه 3و 4 رو هم آقای آوریده مینویسن. این 2جلسه باهم تشکیل شد.
ادامه مطلب

در روزگاری که خنده ی مردم از زمین خوردن توست،
پس برخیز تا چنین مردمی بگریند ...
いいいいいいいい
درصد کمی از انسانها نود سال زندگی می کنند
مابقی یک سال را نود بار تکرار می کنند
いいいいいいいい
نصف اشباهاتمان ناشی از این است که
وقتی باید فکر کنیم، احساس می کنیم
و وقتی که باید احساس کنیم، فکر می کنیم
いいいいいいいい
ادامه مطلب
طبقه بندی: سخنان پند آموز،
آیا میدانی مومن کیست؟
مومن کسی است که مردم از او در مورد مال و جان و آبروی خود در امان باشند.
هنگام تسلط و توانایی گذشت میکند.
رفتارش ملایم است.
شیوه زندگی و راه رفتنش آمیخته با فروتنی است.
حاضر است خود را به زحمت بیندازد تا دیگران در آسایش باشند.
در دوستی خالص است.
در پیمان استوار است.
در داوری ها ستم نمی ورزد و جانب داری نمیکند.
در نبودن اشخاص حقوق آنان را رعایت می کند.
عذرپذیر است.
بسیار بخشنده است، بی آنکه اسراف گر باشد یا زیاده روی کند.
نسبت به درماندگان بسیار مهربان و دلسوز است.
ادامه مطلب
طبقه بندی: سخنان پند آموز،
صندلی داغ این هفته با حضور:
خانوم رقیه خطایی
سلام
منتظر سوالای داغتون هستم.
.: Weblog Themes By Pichak :.

